راز موفقيت در آزمون
چند بار بايد يک کتاب درسي را خواند
به ياد دارم که سال پنجم دبستان يک بار معلممان گفت که از عدد يک تا صد هزار را براي فردا در دفترمان بنويسيم و بياوريم. طبق معمول، بچه ها با شنيدن اين دستور اعتراض کردند و گفتند که انجام اين همه تکليف براي يک شب زياد است
اما وقتي معلم عزمش را جزم کرد و گفت به هيچ وجه حاضر نيست که کنار بيايد،همه با نارضايتي پذيرفتند. البته من فقط تا عدد هزار نوشتم و به نظرم نوشتن هزار عدد هم خيلي زياد آمد، اما فرداي آن روز، دانش آموزاني را ديدم که تا عدد صد هزار نوشته بودند و صفحات زيادي از دفترشان را با اعداد ريز و پشت سر هم سياه کرده بودند
خوب به خاطر دارم که وقتي معلممان دفتر يکي از بچه ها را ورق مي زد، با تعجب گفت:« فکر نمي کردم که نوشتن صد هزار عدد اين قدر جا بگيرد !» و در پاسخ به يکي از والدين که از اين همه تکليف معترض بود، گفته بود:« پس انتظار داريد بچه ها چطور اعداد را ياد بگيرند.» از آن ماجرا بيش از دو دهه مي گذرد، اما متاسفانه هنوز اين ديدگاه در لايه هايي از نظام آموزشي ما رواج دارد. هنوز معلم هايي هستند که هر روز چندين صفحه تکليف شب مي دهند و شعارشان اين است که:« خواهي که شوي تو خوش نويس، بنويس وبنويس و بنويس.» اين معلم ها، معلم هايي هستند که براي تفهيم يک موضوع، ده ها صفحه تمرين ( تمرين هايي يکسان با اعداد متفاوت ) مي دهند و معتقدند که فقط با حل تمرين هاي بي شمار مي توان به نکات ظريف و جالب يک مبحث پي برد و در کنارشان دانش آموزاني وجود دارند که مي پرسند براي آزمونهاي پايان ترم تحصيلي يا کنکور سراسري، بايد چند بار يک کتاب درسي را بخوانند تا نمره 20 يا بهترين رتبه را کسب کنند
اين افراد بايد بدانند که راه تسلط بر يک مبحث درسي، مطالعه زياد و بي حساب نيست، بلکه بايد عميق و دقيق مطالعه نمود، يعني بايد بتوان در هنگام مطالعه، فقط روي موضوع مورد نظر توجه و تمرکز نمود. افرادي که بدون تمرکز و دقت، ده ها بار از روي يک درس مي خوانند، بعد از مدتي، بي آنکه حواسشان باشد، چشم هايشان بر روي کلمات و خطوط مي دود و همين طور شايد چند خط يا چند صفحه را دنبال کنند و يکباره متوجه شوند که حرکت چشم هايشان صرفا از روي غريزه و عادت بوده و چيزي از مطالعه دستگيرشان نشده است. براي اينکه بتوان از مطالعه سطحي و روخواني گذشت و به مطالعه جامع وعميق رسيد، راه هايي وجود دارد که مهمترين آنها به قرار زير است اين معلم ها، معلم هايي هستند که براي تفهيم يک موضوع، ده ها صفحه تمرين ( تمرين هايي يکسان با اعداد متفاوت ) مي دهند و معتقدند که فقط با حل تمرين هاي بي شمار مي توان به نکات ظريف و جالب يک مبحث پي برد و در کنارشان دانش آموزاني وجود دارند که مي پرسند براي آزمونهاي پايان ترم تحصيلي يا کنکور سراسري، بايد چند بار يک کتاب درسي را بخوانند تا نمره 20 يا بهترين رتبه را کسب کنند
داشتن اطلاعات اوليه / / داشتن اطلاعات اوليه در درباره موضوع مورد مطالعه، در درک آن موضوع، بسيار موثر است.در واقع هر چه اطلاعات اوليه و دانسته هاي ابتدايي شما در زمينه موضوع بيشتر باشد، خود به خود کشش بيشتري براي فراگيري آن خواهيد داشت. براي مثال ، کسي که با تن هاي موسيقي ونحوه نواختن پيانو آشناست، از شنيدن يک قطعه موسيقي که با پيانو نواخته مي شود، لذت بيشتري مي برد تا فردي که هيچ گونه آشنايي با اين ساز و نحوه نواختن آن ندارد. همچنين، فردي که هيچ گونه آشنايي با قوانين بازي تنيس يا فوتبال ندارد، از تماشاي مسابقه تنيس يا فوتبال لذت چنداني نمي برد. پس هنگام مطالعه درس، بررسي کنيد چه اطلاعات اوليه اي از درس قبلي، گفته هاي معلم، صحبت دوستان يا زندگي خودتان مي تواند به شما کمک کند تا درس مورد نظر را بهتر فرا بگيريد براي اينکه بتوان از مطالعه سطحي و روخواني گذشت و به مطالعه جامع وعميق رسيد، راه هايي وجود دارد که مهمترين آنها به قرار زير است
تجسم کردن يا فضا سازي / / اگر هنگام مطالعه، مبحث مورد نظر را در ذهنتان مجسم کنيد، فراگيري و به خاطر سپردن آن راحت تر خواهد بود. براي مثال، هنگام مطالعه وضعيت آب و هوايي يک منطقه جغرافيايي، اگر آن منطقه جغرافيايي را در ذهن مجسم کنيد، به خاطر سپردن وضعيت آب و هوايي آن، کار ساده اي خواهد بود. همچنين در درس شيمي اگر خود فرآيند آزمايش را در ذهنمان مجسم کنيم، به خاطر سپردن نتيجه آزمايش کاري سهل مي شود. « کوين ترودا» رئيس موسسه حافظه آمريکا و نويسنده کتاب « تکنيک هاي تقويت حافظه» در کتاب خود مي نويسد:« تصاوير، پايه هاي فکري ما هستند، يعني تا تصويري نباشد، فکري نيست و هر وقت تصويري ايجاد شد،تفکر صورت مي گيرد. پس بهترين راه براي اينکه مطمئن شويد در حال فکر کردن هستيد، اين است که ببينيد تصوير داريد يا نه. اگر تصوير داري، مسلما در حال فکر کردن هستيد
يافتن کاربردهاي علمي / / کاربرد مطالعات علمي را در زندگي خود جست وجو کنيد. براي مثال، قبل از آنکه به سراغ مفاهيم پيچيده اصطکاک برويد،به اين فکر کنيد که زمستان ها در هواي سرد، دستان خود را به هم مي ماليد تا گرم شوند. قبل از اينکه گرانيگاه و مرکز ثقل چيزي را بياموزيد، به اين فکر کنيد که چرا برج معروف «پيزا» ايتاليا با وجود کج بودن فرو نمي ريزد. اگر کمي دقيق شويد و اگر ذهن خود را به کار بيندازيد، کاربرد تمامي علوم را در لحظه لحظه زندگي خود حس مي کنيد و هر چه بيشتر آميختگي دانش را با زندگي روزمره درک کنيد، مشتاق تر وعلاقه مندتر مي شويد
طرح سوال / / يکي از رده هاي موثر براي مطالعه عميق و دقيق يک مطلب، تجزيه و تحليل مطلب مورد نظر و طرح پرسش درباره آن است؛ يعني پيش از مطالعه، در حين مطالعه و پس از مطالعه مي توان درباره مطلب مورد نظر از خود سوال کرد. طرح سوال / / « کي بالدريج» در کتاب « روش هاي مطالعه» به هفت نوع سوال اشاره مي کند که به « هفتگانه گانيه» مشهور است. طرح اين سوالها بسيار ارزشمند و مفيد است و در ايجاد تمرکز بسيار موثر مي باشد. سوالهاي هفتگانه گانيه به ترتيب ارزش و اهميت عبارتند از : الف) سوالهاي حافظه اي : اين سوالها کم اهميت ترين و کم اثرترين سوالها هستند و صرفا با يادآوري اطلاعات سرو کار دارند؛ سوالهايي از اين قبيل« کشور هاي همسايه ايران کدامند؟» يا « بنيانگذار سلسله قاجاريه که بود؟» و....... ب) سوالهاي ترجمه اي: اين نوع سوالها قويتر و بهتر از سوالهاي حافظه اي هستند. سوالهاي ترجمه اي به معناي بيان يک مفهوم پيچيده يا يک مطلب دشوار به زبان ساده تر است. براي مثال :« مکتب ادبي سمبوليسم به زبان ساده چه مي شود؟» يا « گشتاور به زبان ساده يعني چه؟» از اين قبيل سوالها هستند
ج) سوالهاي تفسيري: اين سوالها را سوال رابطه اي نيز ميگويند. زيرا به کشف و درک روابط ميان دو مفهوم مي پردازند. اين رابطه مي تواند تشابه يا تفاوت بـا شد. سوالهايي مانند:«دندان هاي گوشتخواران يا گياه خواران چه تفاوتي با يکديگر دارند؟» از اين گونه سوالها مي باشند. چ) سوالهاي کاربردي: يکي از جالبترين انواع سوالها، سوالهاي کاربردي هستند. به ياري اين سوالها فرد مي خواهد مطالب علمي را به مسائل روز مره ربط دهد و آنها را در عمل بسنجد. براي مثال، سوال مانند: «چگونه مي توان از اصطکاک ناشي از کشش اجسام روي زمين کاست؟»، از اين قبيل پرسشهاست. سوالهاي تحليلي : اين سوالها از چهار نوع قبلي بهتر هستند و سوالهاي منطقي و استدلالي نيز ناميده مي شوند.در اين نوع سوالها، قدم هاي منطقي يک شخص يا تغيير و تحول يک شيء يا وضعيت، از نقطه شروع تا پايان ، بررسي مي شود. سوالهايي مثل:« هلن کلر نويسنده معلول آمريکايي چگونه با ناکامي و ناتوانايي ها مبارزه کرد و موفق شد؟» يا «هواپيما چگونه به وجود آمد؟» از اين گونه سوالها مي باشند
د) سوالهاي ترکيبي : اين سوالها که از سوالهاي تحليلي قوي تر هستند، به سوالهاي خلاق معروفند. در اين سوالها فرد با پهلوي هم قرار دادن اطلاعات و ايده ها و انديشه هاي قبلي به طرح انديشه هاي نو دست مي زند و آنها را به پرسش مي گذارد. براي مثال، سوالهايي مانند:«تناسب جمعيت و مسکن در بيست سال آينده ايران را چگونه پيش بيني مي کنيد؟»يا « چه ماده اي را مي توان به چاي افزود تا نوشيدني خوش طعم تري داشته باشيم؟» از اين قبيل پرسش ها هستند. ه) سوالها ي ارزش نگاري:اين سوالها قوي ترين نوع سوال است. در اين نوع سوالها، درباره مولف، نويسنده، مترجم ومتن کتاب داوري مي شود و فرد نظر و روش خود را با نظر و روش آنها مقايسه مي کند. براي مثال از خود مي پرسيم:«از بين آثار رومن رولان، نويسنده فرانسوي، کدام اثر شخصيت خود وي را نشان مي دهد؟» بايد توجه داشت که اين سوال ها را خود خواننده بايد طرح کند و به آن پاسخ دهد و هر چه سوال قوي تر مطرح شود، تمرکز و علاقه بيشتري هم ايجاد مي شود